محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
47
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
باشد . ازاينرو در حاشيهء كتابش « 1 » اين نام را « دستور الاخلاق فى القرآن » عنوان كرده بود ، به اين خاطر من هم بدون كم و زياد ، نام برگزيدهء استاد را پذيرفتم . حقيقت اين است كه نويسنده - به نظر من - اين كتاب را تنها براى رسيدن به هدف كسب مدرك دكتراى دولتى در رشتهء فلسفه از دانشگاه سوربون ننوشته بود ، زيرا كه او مىتوانست با كمترين زحمت به اين هدف برسد ؛ بلكه او در مدّت اقامتش در اروپا ، رسالت دينى خود مىدانست كه مردم را به آرامش و رفق و مدارا دعوت كند ، در آن خلايى كه اروپا بلكه همه كشورهاى جهان كه همچون تلّى از جنون در حال سوختن و نابودى بود و در بدترين حالتى كه اروپا آن را رهبرى مىكرد و جهان را به آن سرانجام غمانگيز كشاند و نتيجهاش بدون ترديد ويرانى اخلاقى شد كه چهرهء زندگى سياسى ، اجتماعى و فردى را به اندازهاى چركين كرده كه حتّى جايگاه مسيحيّت بين دولتهاى در حال جنگ هم نتوانست آنها را از جنگ باز دارد و يا مانع ويرانىها از طرفين جنگ شود - اگر اين تعبير درست باشد ! - . و متّفقين در مواجهه با هيتلر و نازىها ، از نظر اخلاقى بهتر از آنها نبودند . ويرانگرىهاى فرانسوىها در مقابل نابودسازى گروه نازىها در يك شبانهروز ، به راستى كه در جوهر ذات خود ، يك ويرانگرى اخلاقى بود ؛ همان رفتارى را كه « مارشال پتن » رئيسجمهور فرانسه در آغاز درگيرى ضمن پيامى كه در صبحگاه يا شامگاه هزيمت به مردم فرانسه توصيه كرد ، مورد توجّه قرار داده بود . و دگرگونى عقايد كه بر دولتهاى اروپايى با نام تودهاى ، مادّيگرى ، فاشيسم ، نازيسم ، و كمونيسم سيطره افكنده ، در حقيقت ويرانى اخلاقى است كه انسانيت بدان دچار شده است ؛ هر چند در پوششهاى گوناگونى جلوهگر است . و انگيزهء اصلى استعمار در راه و روش ملّيتهاى اروپايى - با همهء مشربهاى مختلفى كه دارند - خود نيز از شاخصترين نمودهاى ويرانى اخلاقى است كه با بهرهكشىها و خودخواهىها ، و همفكرىها دربارهء سرنوشت ملّتها و غارت ثروتهاى آنان و ترور و كشتار آزادگان آنها ، همراه است .
--> ( 1 ) - ر ك : كتاب النّبأ العظيم ، ص 7 ، نشر سال 1970 م . كه به اين كتاب ارجاع داده و اين نام را بر آن اطلاق كرده است .